
در ابتداي برنامه گزارشي مردمي پخش شد كه مردم از سرويسي كه به آنها پيش كش مي شد ناخشنود بودند. سپس نوبت به مديران اين دو شركت رسيد جالب اين بود كه مديران دو شركت در مورد مشكلات مردم چيزي نميگفتند يا اينكه خيلي كلي يا گذرا ميگفتند. تا اينكه با يكي از استادان دانشگاه تماس گرفته شد اين استاد ( چون تقريبا يك هفته گذشته نميتوانم نام ايشان را دقيقا به ياد بياورم اما تا آنجا كه به ياد دارم استاد خاوندي استاد دانشگاه تهران بودند) دانشگاه گفتند:
من بسيار متاسفم براي اين آقايان ايشان آمده اند و طوري سخن ميگويند كه انگار هيچ مشكلي وجود ندارد. و با افتخار از نرخ بالاي سرويس دهي سخن ميگويند. من ميگويم چرا اين آقايان به بهتر كردن محصول خود نمي انديشند اصلا نبايد مشكلي در خودرو وجود داشته باشد در كشورهاي ديگر كه صنعت خودرو دارند وقتي مشكلي در خودرو به وجود مي آيد شركتهاي خودرو سازي دست به سينه مشتريان خود مي ايستند و مشكل آنان را هر چه سريعتر حل ميكنند، اما در اينجا اين آقايان به نوعي طلبكارانه پديدار شده اند .
در اينجا بود كه مجري وارد عمل شد و رو به اين استاد دانشگاه گفت: كه لطفا همين جا سخنان خود را قطع كنيد .
استاد : من بايد سخنان خودم را تمام كنم و به من هم بايد اجازه حرف زدن بدهيد.
مجري: بله اما شما صحبتهاي خود را همين جا نگه داريد تا پاسخ مديران شركتهاي ايران خودرو و سايپا را بشنويم و سپس سخنان شما را.
استاد: باشه.
پس از اين مدير عامل سايپا گفت: ما در حال بهتر كردن محصولات خود هستيم.
و مدير عامل ايران خودرو گفت: برخي از مردم نيز از ما خشنود هستند. ديگر سخني كه به پرسشهاي گفته شده بپردازد گفنه نشد.
جالبتر از همه اين بود كه مجري به استاد دانشگاه گفت كه پس از پاسخ دو مدير عامل به شما اجازه ميدهيم كه سخنان خود را تمام كنيم اما پس از پاسخ و يا به نوعي دور زدن دو مدير عامل ديگر ارتباطي با اين استاد گرفته نشد. و برنامه نيز تمام شد.
آيا اين دو مدير ميدانستند كه ديگر ارتباطي نخواهد بود كه به نوعي پرسشها را دور زدند؟
